۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه

استقبال از رهبر به روایت یک خواننده از چالوس


امروز صبح سه شنبه 14 مهر ماه به قصد خرید میوه و تره بار به بازار چالوس رفتم.




داخل مغازه میوه فروشی واقع در خیابان رادیو دریا شدم و مشغول جمع کردن میوه بودم که ناگهان دیدم سه نفر از پژو 405 وارد مغازه شدند و با عصبانیت زیاد و رفتار خشن به مغازه دار می گویند "چرا عکس به شیشه مغازه نصب نکردی؟"



صاحب مغازه گفت: "دیروز که عکسها را به مغازه ها دادند من نبودم و مغازه ام تعطیل بود".



آن سه نفر که لباس شخصی و بیسیم در دست داشتند با خشونت به مغازه دار گفتند: "دیروز نبودی امروز که هستی" وبه مغازه دار تذکر دادند و گفتند "ما می رویم و دوباره برمی گردیم چنانچه عکس را به شیشه مغازه نچسباندی برای همیشه مغازه ات تعطیل می شود".



مغازه دار که ترسیده بود به آنان گفت: "همین الان می چسبانم".



حقیقتش من هم ترسیده بودم و پس از آنکه آن سه نفر سوار ماشین خود شدند و رفتند به مغازه دار گفتم چی شده است؟ که مغازه دار در جوابم گفت "دیروز به همه مغازه های شهر عکس خامنه ای دادند و گفتند باید اجبارا به شیشه مغازه ها بچسبانید اما چون من دیروز نبودم عکس را به مغازه بغل دستی دادند تا به من بدهند اما امروز که مغازه بغل دستی، عکس را به من داد به شیشه نچسباندم که آمدند..." و همین طور که مشغول صحبت کردن با من بود عکس بزرگی از خامنه ای را به درب شیشه ای مغازه اش چسباند.



از مغازه آمدم بیرون و به اطرافم خوب نگاه می کردم؛ پشت شیشه تمامی تاکسی ها عکس خامنه ای را چسبانده بودند، به شیشه ی همه مغازه ها هم همین طور!




شاهپور کاظمی و فرزندش در مکانی نامعلوم زندانی‌اند


شاهپور کاظمی برادر دکتر زهرا رهنورد(همسر میرحسین موسوی )،چهارشنبه –پانزدهم مهرماه - پس از پنجاه روز که از آخرین تماس تلفنی اش با خانواده اش می گذشت، در یک تماس کوتاه تلفنی به مادرش خبرداد که در یک آپارتمان در تهران زندانی است. او نمی دانسته که این آپارتمان در کدام منطقه تهران واقع و تحت نظر کدام نهاد یا سازمان است.








به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، کاظمی که بیش از یکصد و سه روز از بازداشتش می گذرد تا چند هفته پیش در بند 209 اوین نگهداری می شد و اکنون مشخص نیست آپارتمانی که او به عنوان زندان فعلی اش از آن یاد کرده است ،بخشی از زندان اوین است و یا اینکه یکی از بازداشتگاههای غیرقانونی برخی از ارگانهای موازی است.او بیش از شصت روز را در سلول انفرادی بند 209 گذرانده و شدیدترین فشارها را برای انجام اعتراف های غیرواقعی تحمل کرده است.



شاهین ،فرزند ارشد شاهپور کاظمی نیز بیست و دو روز پیش توسط ماموران امنیتی بازداشت و به نقطه ای نامعلوم انتقال داده شده است.کاظمی در این تماس تلفنی به مادرش گفته که از بازداشت پسرش با خبر شده و یکبار نیز با او ملاقات کرده است . شاهین نیز همچون پدرش هیچ گونه فعالیت سیاسی و انتخاباتی نداشته و بازداشت او نیز در ادامه سیاست اعمال فشار بر میرحسین موسوی و همسرش خانم رهنورد ارزیابی می شود.



اقدام علیه امنیت ملی، رابطه با بیگانگان و حضور در خانه‌های تیمی از جمله اتهامات کاظمی است. روزنامه دولتی ایران و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، نیز برادر همسر میرحسین موسوی را به آن‌چه که «هدایت آشوب‌های اخیر» خوانده‌اند، متهم کرده بودند . این اتهامات در حالی به او وارد شده که او هیچ گونه فعالیت سیاسی و انتخاباتی نداشته و گفته می شود بازداشت او تنها به منظور تحت فشار قرار دادن مهندس میرحسین موسوی کاندیدای معترض دهمین دوره ریاست جمهوری و همسرش زهرا رهنورد انجام شده است.



رهنورد،نویسنده و استاد دانشگاه تهران در این باره می گوید :" پرونده‌سازان بدانند با تداوم چنین مشی‌ای غضب الهی دامنگیرشان خواهد شد و ملت نیز ایشان را مطرود کرده و اعمال فشار بر مهندس موسوی و من کارگر نخواهد بود. من اعلام می‌کنم که اگر از مهندس کاظمی به زور، اقرا برگیرند یا صدها برگ بر ضد مهندس کاظمی چاپ کنند و ارائه دهند نه من و نه ملت، این‌ها را باور نخواهند کرد."



همسر میرحسین موسوی در مورد اتهامات اخلاقی و ارتباط با بیگانگان که از سوی برخی از سایت های اینترنتی وابسته به محافظه کاران به برادرش وارد شده ،نیز می گوید : "از طرح این اتهامات علیه برادرم به خدا پناه برده اما برای روشن شدن اذهان متذکر می‌شوم که مهندس کاظمی دارای سه فرزند، عروس، داماد و نوه می‌باشد و تردد وی به خارج از کشور هم به جهت معالجه بیماری خاص همسرش و هم انتقال دانش و به جهت معالجه بیماری خاص همسرش و هم انتقال دانش و فناوری‌های نوین مخابراتی به کشور بوده‌است. این امر را نیز نباید فراموش کرد که داشتن گرین کارت، فاقد عنوان مجرمانه است مگر اینکه عده‌ای بخواهند از آن برای پرونده‌سازی استفاده کنند.»



مهندس شاهپور کاظمی ، 62 ساله ، متخصص برجسته مخابراتی کشور،عضو هیات مدیره تولیدکنندگان "يو پي اس " و "اتاق بازرگانی مخابرات " و از شخصیتهای برجسته علمی در عرصه مخابرات و الکترونیک ایران است .اومدیر یکی از بزرگترین مراکز تولید علم و فناوری های مخابراتی کشوربه نام "کارخانه منابع تغذیه الکترونیک" است که بیش از 300 متخصص وکارمند و کارگر تحت نظر وی مشغول فعالیت وارائه خدمت هستند و در چند دهه گذشته هزاران تکنسین و متخصص حوزه های مخابراتی و الکترونیکی تحت نظر وی آموزش دیده اند.



شاهپور کاظمی برادر خانم رهنورد همچنین از کارآفرینان حوزه مخابرات است که در زمان جنگ ایران و عراق خدمات مخابراتی و الکترونیکی به صنایع جنگی ایران ارائه می‌داده‌ است .



شرکت‌های مخابراتی پیش از این در نامه ای به رییس قوه قضاییه با تاکید بر این‌که شاهپور کاظمی یکی از کارآفرینان بخش صنعت کشور با 34 سال سابقه خدمت است، تاکید کرده‌اند که او در مدت بازداشت از حقوق اولیه داشتن وکیل و دادرسی محروم بوده است.



انجمن صنفی سازندگان «یو.پی.اس» ايران و سنديكای صنعت مخابرات ايران هم در نامه‌‌های جداگا‌نه‌ای به از رییس دستگاه قضایی کشور خواسته بودند که حقوق و شان جایگاه علمی شاپور کاظمی حفظ شود و دستور آزادی او هرچه زودتر صادر شود.



* زهره کاظمی اسم واقعی دکتر زهرا رهنورد است. رهنورد اسم مستعاراو در پیش از انقلاب برای فعالیت های انقلابی و سیاسی اش بوده که بعد از انقلاب نیز با همین نام در جامعه شهرت پیدا کرد.




۱۳۸۸ مهر ۱۶, پنجشنبه

ارعاب و تهدید مادری که یک فرزندش در زیر شکنجه جانباخته و فرزند دیگرش در زندان تحت شکنجه است

خبرگزاری هرانا : خانم مهین شادپور مادر یکی از جانباختگان که فرزندش در زیر شکنجه به قتل رسیده به آگاهی شاپور احضار شده و با تهدید و فشار او را وادار کردن برگه ای را امضا نماید که فرزندش بصورت طبیعی فوت نموده است . به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی ، خانم مهین شادپور ۶۸ ساله مادر حسین توکلی برازجانی است که در زیر شکنجه در آگاهی شاپور به قتل رسیده است و فرزند دیگر او عباس توکلی برازجانی که در حال حاضر در بند ۶ زندان گوهردشت بصورت بلاتکلیف بسر می برد. روز یکشنبه گزارشها از درگیری های خونین در زندان گوهردشت خبر دادند که بر نگرانی این مادر افزوده است.




پس از افشای قتل حسین توکلی در رسانه ها و ارسال گزارش آن به سازمانهای حقوق بشری تهدیدات و فشارهای مامورین آگاهی شاپور بر این خانواده شدت یافت.مامورین آگاهی با تماسهای تلفنی ممتد ابتدا ایشان را تهدید می کردند که مسئله قتل فرزندش را نباید پیگیری کند در غیر اینصورت برای فرزند دیگرش که در زندان بسر می برد حکم اعدام صادر خواهند کرد و همچنین سایر اعضای خانواده را تهدید نمودند.. پس از تهدیدات و یک جنگ روانی که بصورت تلفنی و یا مراجعه حضوری افراد موتور سوار به منزل آنها صورت می گرفت آنها را تحت فشار قرار دادند که در قبال قتل فرزندشان سکوت کنند. تا اینکه خانم شادپور را روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ماه به آگاهی شاپور فراخواندند. سرگرد پاسدار نریمانی همراه با ۳ نفر دیگر خانم شادپور را برای چند ساعت مورد بازجوئی و تهدید و فشار قرار دادند.



لازم به یادآوری است ۲۷ تیر ماه ۱۳۸۷ مامورین نیروی انتظامی با یورش به ۲ آپارتمان مسکونی خانواده توکلی برازجانی و شلیک به آنها خانم سودابه شادپور ۵۰ ساله از ناحیه گردن مورد اصابت گلوله قرار گرفت.آقای عباس توکلی برازجانی و بردارش حسین توکلی برازجانی در مقابل چشمان سایر اعضاء خانواده مورد ضرب وشتم شدید قرار گرفتند و چند ساعت در منزل شخصی آنها مورد شکنجه قرار گرفتند. آقای حسین توکلی برزاجانی ۳۳ ساله در اثر شکنجه های جسمی مستمر در ۶ مردادماه ۱۳۸۷ در سلول کناری برادرش آقای عباس توکلی فوت کرد. در حال حاضر عباس توکلی برازجانی در بند ۶ زندان گوهردشت کرج در حالت بلاتکلیفی بسر می برد. آنها متهم هستند که با نیروی انتظامی درگیری داشته اند و در منزل خود سلاح نگهداری میکردند.




می دانم !بازجو از صبوری تو به تنگ آمده است

چندین بار این مطلب را نوشتم. دفعات پیشین حس جالبی از متن نگارش شده دریافت نمی کردم و در نهایت به این جا ختم شد که می خوانید :




آخرین باری که به بحث نشستیم شامگاه شنبه بیست و سوم خرداد بود که سناریو انتخابات دهم ریاست جمهوری پرده به پرده توسط کودتا گران اجرایی می شد . مردی مختصر ؛ سنجیده می گوید ، تحلیل می کند و خم به ابرو نمی آورد که انگار نه انگار شکست خورده ایم . شکست که نیرنگ و مکر ! « وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ » . ساعتی تا طلوع خورشید نمانده بود . وضو گرفته بود و برای نماز صبح آماده . قامت نمازش را می بندد . سر از سجده که گرفت نگاهی به آسمان کرد و زمزمه ای زیر لب . انگاری که از همان ساعت صبح مردم را در خیابان می دید . دمادم سحر آخرین نفر از جمع ما بود که ستاد را ترک کرد .



صبح شنبه به همراه جهانبخش خانجانی کنار پنجره ایستاده بودند و یورش نیروهای انتظامی را به مردم تاسف می خوردند و خون جگر که باور کنید نسل ما چنین نیست و این چنین نمی خواهد. ( اما چه می شد کرد بعد از آن همه ریخت و پاش به نام کسانی از کسان آزادی اعتراف گرفتند و می گیرند به کام دیگران از ما بهتران ! البته کسی چه می داند شاید هلاهل و زقبوم و زقنبوت شد .) یک هفته از آن روز کذایی گذشت . و حالا بیش از یکصد روز است که در بند است . همسر شجاعش آزاد شده و تنها دلخوشی ما شده است خبر ملاقات های دوشنبه به دوشنبه با او در زندان .



بهمن ! خوب می دانم بازجوی تو از صبوری و مناعت طبع ات به تنگ آمده است . ولی باز تحمل زندان و در بند بودن شرف دارد. نه اینکه در زندانی ، اما زندانی که تو هستی کجا و این که ما هستیم کجا . باور کن این جا در این شوره زار یأس، خارج از آنجا که توهستی حتی قلم هایمان را تبدیل به میله های سلولی برایمان کرده اند و چه دردی است که این روزها جز به نجوا نمی توان از آزادی و خون دل هایی که خورده اند گفت .



همه این ها را به بهمن احمدی امویی می گویم .نوشتن از یک معلم روزنامه نگاری آن هم در این خفقان چیزی جز درس پس دادن به استاد نیست ، نه ترسی در کار است و نه اعترافی ، نه دادگاهی ...



*همراه و همکار بهمن احمدی امویی در وب سایت خرداد نو




بعد از سیب زمینی رایگان، نوبت به چای رسید

يك منبع آگاه در وزارت جهاد كشاورزي از توزيع چاي خشك ايراني بين مردم به صورت رايگان خبر داد .




اين منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار اقتصادي وطن(watan.ir)گفت: از آنجا كه محصول چاي از اقلام خريد تضميني است و قانون 1368 خريد تضميني مجلس شوراي اسلامي دولت را ملزم مي كند براي حمايت از كشاورزان برخي از محصولات را به صورت تضميني و بر اساس قيمت مصوب خريداري كند.

.

وي در ادامه اظهار داشت: در اين ميان چاي نيز از اين دست محصولات به شمار مي رود كه دولت از كشاورزان گيلاني و مازندراني به صورت تضميني خريداري مي كندكه با طي تشريفات قانوني به صورت مزايده به فروش مي رسد .



بيشتر اين محصول در بازار داخل مصرف مي شود و مقداري نيز در انبارها باقي مي ماند كه دولت بنا دارد تا چاي مانده در انبارها را در اختيار مردم قرار دهد و آن را توزيع كند .



البته زمان و نحوه توزيع چاي هنوز مشخص نشده است كه به محض اطلاع از آن به آگاهي مردم خواهد رسيد.



وي افزود به دليل تغيير ذائقه مردم در مصرف چاي و تمايل به مصرف چاي زود رنگ و معطر باعث شده تا تمايل به مصرف چاي ايراني كه دير رنگ است كاهش پيدا كند در صورتي كه چاي ايراني داراي خواص دارويي نيز هست و چاي كاملا سالمي است و فاقد مواد رنگ دهنده و طعم دهنده شيميايي است و زياني به سلامت انسانها وارد نمي كند .


اخبار دانشگاه‌ها- بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به مناسبت آغاز سال تحصیلی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به مناسبت آغاز سال تحصیلی بیانیه ای صادر کرد.










به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این بیانیه به تداوم بازداشت ضیاء نبوی یکی از دانشجویان این دانشگاه و نیز دبیر شورای دفاع از حق تحصیل اشاره شده است و هم چنین ضمن اشاره به برگزاری دادگاه های نمایشی و اعتراف گیری های دروغین، این انجمن امادگی خود را برای تشریک مساعی در زمینه نهادینه کردن اصول آزادیخواهی همراه با دیگر تشکل های دانشجوئی اعلام کرده است.



متن این بیانیه به شرح زیر است:



اوست که شکست ناپذیر است



به ياد ضیا نبوی عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل که به جرم ابراز عقیده و تلاش برای استیفای حقوق اولیه ی خود و دیگرانی که از تحصیل محروم شدند، اکنون در بند ظالمان و جاهلان است.



حوادث پس از انتخابات مسائل بسیاری را برای جامعه ی ایرانی مشخص نمود. گرگانی که در لباس میش بودند با دست خود ماهیتشان را آشکار ساختند.

ستمکاران از شدت سراسیمگی، عنان ازکف داده، ظلم خویش را با تمام وجود فریاد زدند و می زنند.



به تجمعات مسالمت آمیز مردم وحشیانه هجوم بردند و ندای آزادی خواه ملت را با گلوله پاسخ دادند تا صراحتآ اذعان دارند که پیروان راه عوامل کشتارهای خرداد 42 و57 شهریور هستند.



به بند کشیدند و شکنجه کردند و دادگاه های فرمایشی را به نمایش گذاشتند تا اعتراف کنند عدالت برایشان شعار فریبنده ای بیش نیست.

و در مقابل، آزادی خواهان، آزادگی شان را به همگان نشان دادند. مردان راستین دین که سنگینی بار امانت نهاده شده بر دوششان را می دانند، حساب خود را از پیامبران دروغین جدا نمودند و حقی که برگردن داشتند ادا کردند تا در پیشگاه باریتعالی شرمنده نباشند.



بابل و دانشگاه صنعتی نوشیروانی نیز از این قاعده مستثنی نبود. حمله ی بی رحمانه به مردمی که تنها برای مطالبه ی حقوقشان به خیابان ها آمده بودند، ایجاد جو نا امنی در دانشگاه و خوابگاه، دستگیری های هدفمند فعالین دانشجویی و بازداشت چند هفته ای آنان، تشکیل دادگاهی کاملآ صوری و فرمایشی برای یاران دربندمان و به اتهاماتی واهی و مضحک نظیر" اقدام علیه امنیت ملی" و " ارتباط با گروه های تروریستی " و در نهایت صدور احکام ظالمانه ی حبس و محرومیت از تحصیل برای این عزیزان و در این اواخر تکمیل این احکام توسط کمیته ی انضباطی دانشگاه ازجمله اقداماتی است که جهت ایجاد رعب و وحشت در فضای دانشگاه و حتی شهر انجام شده است. گرچه این مسائل نوعآ بسیار سخت و جانکاه اند اما با نگاهی کلی تر در می یابیم اتفاقات اخیر نمایش زیبایی بود که سمت و سو و ماهیت تمامی طرف های درگیر را نشان می داد و پرده ی دروغ و ریا را از هم می درید. باید اذعان داشت با تمام مصائبی که متحمل شدیم «چیزی جز زیبایی ندیدیم».



در پایان لازم به ذکر است انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل جنبشی که به نام جنبش سبز موسوم شده است را بی شک نتیجه ی مجاهدت های طولانی مدت آزادی خواهان این مرز و بوم می داند اما به عقیده ی ما این حرکت هنوز درنیمه ی راه است و در سطح جامعه بیشتر حالت سلبی دارد تا ایجابی. گلی است که سرشته شده اما به پیمانه ی آزادی خواهی نرفته است و از این پس وظیفه ی خویش را گسترش و نهادینه کردن ارزش ها و اصول آزادی خواهانه در بستر ایجاد شده می دانیم و آماده ایم تا در این راه با تمامی تشکل های دانشجویی و مدنی مساعی مشترک داشته باشیم.



به امید فردایی بهتر برای ایران

انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل

88/7/13




۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

احمدی نژاد جهت اداره ی امور دولتش دست به دامان کارشناسان آمریکایی شد/ورود 2500 کارشناس آمریکایی به کشور

در پی مذاکرات مستقیم بین جمهوری اسلامی و آمریکا، مقامات آمریکایی برای نشان دادن حسن نیت خویش دو هزار و پانصد تن از کارشناسان خبره ی خویش را جهت کمک در اداره ی دولت احمدی نژاد به ایران اعزام کردند.


از همان ابتدای سال پنجاه و هفت کشور با معضلی مواجه شد به نام فرار مغزها، این معضل تا بدان جا پیش رفت که دولت برای اداره ی کشور دست به دامان افرادی شد که کوچکترین تجربه و تخصصی در زمینه ی اجرایی و مدیریتی نداشتند و اگر کشور در شرایط طبیعی و نرمال بود چه بسا اکثر دولتمردان و سیاست مداران امروز ایران از مناصبی چون رفتگر و کاسب دوره گرد فراتر نمی رفتند.

اخیرا پس از سی سال جمهوری اسلامی باب مذاکرات مستقیم با آمریکایی ها را گشوده است، طرف آمریکایی نیز که به خوبی از فقدان نیروی متخصص و کارآمد در دولت باخبر است برای نشان دادن حسن نیت خویش، دو هزار و پانصد تن از کارشناسان از رده خارج شده خویش را جهت کمک به اداره ی امور به ایران اعزام کرده است.

این کارشناسان گرچه از نظر آمریکایی ها از رده خارج شده هستند اما قطعا تجارب آن ها در اداره ی امور کشور از افرادی چون احمدی نژاد و کابینه اش بیشتر خواهد بود. بنابر اطلاعات موثق، کشتی حامل این کارشناسان هم اکنون در بندر بوشهر پهلو گرفته است.

تنی چند از مقامات ارشد دولت نظیر محمد رضا رحیمی و اسفندیار رحیم مشائی برای استقبال از این کارشناسان به بوشهر سفر کرده اند. انتظار می رود این کارشناسان در روزهای آتی کار خود را در هئیت دولت شروع کنند.

پیش از این نیز شاهد ورود کارشناسان خارجی به کشور بوده ایم که آخرین آن بر می گردد به حضور کارشناسان قبرسی که البته چندان در اداره ی امور کشور موفق نبودند، حال ببینیم این کارشناسان آمریکایی چه خواهند کرد

اخبار دانشگاه‏ها - چهارمین روز اعتراضات دانشجویی در دانشگاه علم و صنعت


سه شنبه 14 مهر 1388 برای چهارمین روز متوالی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت هم صدا با دیگر دانشجویان سراسر کشور فریاد اعتراض سر دادند.








به گزارش موج سبز آزادی، از ساعت 12:30 ظهر مانند روزهای گذشته جمعیت بسیاری در نهارخوری پسران با سر دادن شعارهای "الله اکبر" و "یا حسین میر حسین" فریاد اعتراض خود را به گوش حامیان کودتا رساندند. رئیس حراست دانشگاه علم و صنعت به همراه تعدادی از مامورین حراست و افراد بسیج دانشگاه نیز مانند روزهای قبل با حضور در نهارخوری و اطراف آن سعی در ارعاب و تهدید دانشجویان داشتند. شنیده ها حاکی از آن است که این عده با شناسایی دانشجویان ساعاتی بعد با خانواده آن‏ها تماس گرفته و سعی در تهدید دانشجویان و خانواده‏های آن‏ها برای در سرکوب اعتراضات دارند.



طی روزهای گذشته مامورین حراست نسبت به اخذ کارت‏های دانشجویی برخی از معترضین و ممنوع الورود کردن و احضار تعدادی از آن ها به کمیته‏ی انضباطی اقدام کرده‏اند که این تحرکات از موج اعتراضات دانشجویان نکاسته و باعث طرح‏ریزی‏های دیگری نیز از جانب دانشجویان شده‏است.



همچنین در دانشکده‏های مختلفی از دانشگاه علم و صنعت دانشجویان به مناسبت سالروز تولد مهدی کروبی به توزیع شیرینی و شکلات پرداخته و از شجاعت‏های وی تجلیل کردند


مرگ سمیه جعفر قلی دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک به ضرب گلوله ماموران انتظامی/ ممانعت مدیریت دانشگاه از برگزاری مراسم یادبود این دانشجو

چهارشنبه، ۱۵ مهر، ۱۳۸۸


مدیریت دانشگاه امیرکبیر به درخواست نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود برای یکی از دانشجویان و نیز کارمند این دانشگاه که چند روز قبل به ضرب گلوله ماموران نیروی انتظامی کشته شد، ممانعت بعمل آوردند.





به گزارش خبرنامه امیرکبیر، سیمه جعفر قلی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر و یکی از کارکنان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی در هفته ی نخست مهرماه، در حالیکه به همراه حمیدرضا و سارا؛همسر و دختر 8 ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بودند، بر اثر اشتباه فاحش یکی از ماموران نیروی انتظامی، که در همان حین در تعقیب خودروی دیگری بوده اند، در اتوبان تهران-قم و شلیک گلوله بسر زخمی شده و جان سپرد.



بدنبال مرگ دلخراش این دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، جمعی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر و اعضای شورای صنفی این دانشکده برای برگزاری یک مراسم یادبود برای این دانشجوی بیگناه، با ممانعت ها و سنگ اندازی های عجیب مدیریت انتصابی دانشگاه پلی تکنیک شده اند.



به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دیروز علیرضا رهائی طی تماسی با رئیس دانشکده کامپیوتر این دانشگاه شخصا به وی دستور ممانعت از هرگونه برنامه یادبود برای این دانشجوی کشته شده را داد. هم چنین واعظ از مسئولان حراست پلی تکنیک نیز به دستور نهادهای امنیتی تلاش زیادی برای ممانعت از این مراسم بعمل آورد.



این واقعه دلخراش در حالی رخ داد که پس از گذشت 10 روز از این فاجعه طی تماس های مکرر از سوی ارگان های مختلف لغو فوری مراسم یادبود درخواست شد.اما با پیگیری و اصرار مسئولان دانشکده کامپیوتر و نیز مسئولان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی این مراسم روز گذشته در سکوت و بی خبری کامل و نیز بی اطلاعی دانشجویان در این دانشگاه برگزار شد.



ممانعت از برگزاری مراسم یادبود برای این دانشجوی در حالی است که جمع گسترده ای از دانشجویان این دانشگاه از آغاز سال تحصیلی، از حضور بر سر کلاس های درس منع شده و از ثبت نام آنها نیز جلوگیری بعمل آمده است.



هم چنین با وجود احتمالاتی مبنی بر حضور کامران دانشجو در این دانشگاه طی روزهای آتی جمع قابل توجهی از دانشجویان به این دانشگاه ممنوع الورود شده اند.



گفتنی است مدیریت دانشگاه و نهادهای امنیتی از بیم اعتراضات گسترده دانشجوئی به مرگ دلخراش این دانشجو، تاکنون برای عدم اطلاع رسانی خبری پیرامون این حادثه هولناک تلاش های زیادی نموده اند.


صدور حکم اعدام برای یکی از متهمان وقایع پس از انتخابات

کمیته گزارشگران حقوق بشر- محمدرضا علی زمانی، عضو انجمن پادشاهی ایران که در جلسه دوم محاکمه عوامل دخیل در اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری، اعترافات مفصلی از وی اخذ گردید و سخنان وی در دادگاه انقلاب با پخش تلویزیونی نیز مواجه شده بود، روز دوشنبه 13 مهرماه از بند 209 زندان اوین به شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده و حکم اعدام به وی ابلاغ شد.




هیچ یک از متهمانی که در جلسات دوم و سوم دادگاه های علنی، مورد محاکمه قرار گرفتند، امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشتند و با وکلای تسخیری مورد تأیید دادگاه انقلاب، در این محاکمات حضور یافته بودند.



کميته گزارشگران حقوق بشر


احمدي نژاد: اعتراض ها متوجه من نيست

‌بسياري از كشته شدگان طرفداران دولت بودند./ انتخابات ما يك الگوي جديد از دموكراسي بود./ كانديداهاي رياست جمهوري همه مباني جمهوري اسلامي را به چالش كشيدند و بعضي هم گفتند ما مي خواهيم نظام را عوض كنيم.


عصرايران: محمود احمدي نژاد ،‌ در سفر امسال خود به نيويورك گفت وگويي اختصاصي با شبكه آمريكايي PBS داشت كه سه شنبه شب ،‌مشروح آن از شبكه يك سيما پخش شد.



به گزارش عصرايران ،‌ رئيس جمهور در اين گفت وگو در پاسخ به سوالات مكرر "چارلي رز" راجع به انتخابات در ايران ،‌ضمن تاكيد بر اين كه منتخب واقعي مردم و رئيس جمهور قانوني كشور است درباره اعتراضات صورت گرفته نسبت به نتايج انتخابات گفت:‌ بيش از 90 درصد از مردم متقاعد شده اند كه انتخابات به درستي برگزار شده است و فقط يك عده تحت تاثير جريان هاي سياسي هستند كه آنها هم اعتراض شان به من نيست، به انتخابات هم ايراد ندارند ، خودشان مي گويند ، انتخابات بهانه است.



احمدي نژاد افزود: آنها شايد برخي رفتارها را در كشور ما نپسندند كه البته ما انان را نكوهش نمي كنيم زيرا هر كس مي تواند نظر خودش را داشته باشد ولي آنچه اجرا مي شود ،‌بايد از طريق قانون باشد و هر كسي كه راي اورد مي تواند سلائق اش را اجرا كند.



وي تاكيد كرد:‌انتخابات صد در صد آزاد بود تا جايي كه كانديداهاي رياست جمهوري همه مباني جمهوري اسلامي را به چالش كشيدند و بعضي هم گفتند ما مي خواهيم نظام را عوض كنيم.



احمدي ن‍ژاد با اشاره به حضور 85 درصدي مردم در انتخابات گفت:‌در كجاي دنيا اين حجم از مشاركت وجود دارد؟ اين يك تراز جديد در دموكراسي و يك الگوي جديد است.



وي درباره قتل ندا آقاسلطان نيز گفت: ما به دنبال قاتل وي هستيم و قتل او را يك سناريوي پيچيده مي دانيم.



احمدي نژاد با ابراز ناراحتي از كشته شدن تعدادي از هموطنانمان در حوادث بعد از انتخابات گفت: اكثر آنها مردم عادي بودند كه در راه مهماني يا خريد و... متاسفانه كشته شدند. ‌بسياري از كشته شدگان طرفداران دولت بودند.

خواهر محمد کامرانی: ما مطمئنیم که محمد در کهریزک کشته شده


خواهر محمد کامرانی: ما مطمئنیم که محمد در کهریزک کشته شده


سعید مرتضوی: کشته‌شدگان کهریزک آسیب‌دیدگی قبلی داشتند



Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: محمد کامرانی (راست) و محسن روح‌الامینی دو تن از کشته‌شدگان کهریزکدر حالی که اعلام شده گزارش کمیته‌ی ویژه‌ی مجلس در مورد بازداشت‌گاه کهریزک به زودی منتشر می‌شود، سعید مرتضوی دادستان سابق تهران در یک مصاحبه، دخالت خود در انتقال زندانیان به این بازداشت‌گاه را انکار کرد.



همه‌چیز از یک گزارش آغاز شد. روز شنبه یازدهم مهرماه پایگاه خبری جهان نیوز از سایت‌های نزدیک به دولت دهم، اعلام کرد که اطلاعاتی در مورد متهم اصلی جنایت کهریزک به دست آورده است. در این گزارش عنوان شده بود که انتقال زندانیان به کهریزک با ابلاغیه‌ی کتبی رئیس وقت قوه‌ی قضائیه تنها در اختیار یک مقام قضایی بوده و هیچ فرد دیگری اجازه اعزام زندانیان به کهریزک را نداشته است.







طبق این گزارش به محض اینکه آیت‌الله خامنه‌ای از انتقال بازداشت‌شدگان به کهریزک مطلع می‌شود دستور می‌دهد که زندانیان به جای دیگری منتقل شده و کهریزک نیز تعطیل شود. اما این مقام قضایی به این بهانه که جای دیگری برای زندانیان وجود ندارد از دستور رهبر جمهوری اسلامی سرپیچی می‌کند.







بنا بر گزارش سایت جهان‌نیوز آقای خامنه‌ای برای بار دوم به دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکید می‌کند که کهریزک باید تعطیل شود. اما مقام قضایی یادشده باز هم از دستور سرپیچی می‌کند تا اینکه حال چند نفر از زندانیان کهریزک وخیم می‌شود و سه نفر از آنان به نام‌های محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی در راه انتقال به زندان اوین جان می‌سپارند.







در ادامه‌ی این گزارش آمده است: «با توجه به بازداشت مسئولین زندان کهریزک و ۱۰ نفر از پرسنل نیروی انتظامی، فشارهایی از سوی این مقام قضایی (که طبق گزارش هیات ویژه‌ی مجلس، متهم اصلی این پرونده است) در جریان می‌باشد که این گزارش قرائت نشود و صرفاً به نام چند متهم نیروی انتظامی بسنده شود. همچنین پزشکی قانونی هم از سوی این مقام قضایی تحت فشار بود تا گزارش خلاف واقع منتشر نماید و دلیل مرگ این افراد را مننژیت اعلام کند اما این سازمان علی رغم فشارها گزارش صحیح را منتشر کرد و اعلام نمود که علت مرگ جان‌باختگان کهریزک مننژیت نبوده است».



در گزارش سایت جهان نیوز هیچ نامی از این ’’مقام قضایی‘‘ برده نشده است اما یک روز پس از انتشار این گزارش، سایت پرچم که گفته می‌شود توسط نمایندگان حامی احمدی‌نژاد اداره می‌شود، برای اولین بار پس از ماجرای کهریزک با سعید مرتضوی دادستان سابق تهران در این مورد گفت و گو کرد و به طور مستقیم از او به عنوان کسی یاد کرد که در گزارش جهان نیوز به عنوان متهم اصلی کهریزک نامیده شده بود.







این گفت و گو با این پرسش آغاز شد: «آقای مرتضوی اولین نکته‌ای که این روزها به نوعی ابهام و اشکال در مدیریت واقعه کهریزک به وجود آورده ماجرای تلفن دبیر شورای عالی امنیت ملی به شماست که پیام رهبری را درباره تعطیلی این بازداشتگاه ابلاغ کرده و گفته می‌شود که شما از فرمان رهبری تمرد کرده و به دلیل تاخیر در انجام دستورات ایشان فجایع کهریزک رخ داده است». بدین ترتیب برای اولین بار نام سعید مرتضوی مستقیما به عنوان متهم اصلی کهریزک در رسانه‌ها برده شد.







سعید مرتضوی دراین گفت و گو ماجرای تلفن دبیر شورای عالی امنیت ملی به خود را تایید کرد اما گفت که این تلفن در ۲۲ تیرماه بوده و هیچ ربطی به ماجرای کهریزک نداشته چرا که همانطور که در رسانه‌ها نیز منتشر شد، ابلاغ دستور تعطیلی کهریزک توسط آقای خامنه‌ای در مرداد ماه بود و نه در تیرماه.







Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: سعید مرتضوی دادستان سابق تهران می‌گوید بازداشت‌گاه کهریزک در حوزه استحفاظی او نبوده مرتضوی همچنین ادعا کرده که بازداشت‌گاه کهریزک هیچ مشکلی از نظر امکانات نداشته و در انتهای هر قسمت چندین سرویس بهداشتی با تجهیزات کامل وجود داشته است. وی همچنین گفته است: «هیچ کس ادعا نکرده که تجاوز و یا تعرضی در این زندان به او شده است. مثلا از جمله شکایت‌های زندانیان این است که مثلا مسئول بند یا زندانبان در ورزش اجباری آنان را بسیار اذیت کرده است. یا احیانا برخورد نامناسبی از سوی مامور زندان انجام شده است. حتی این سه تنی که در کهریزک جان باخته‌اند نیز در درگیری ها و اغتشاشات مجروح شده و به کهریزک برده شدند که دو تن از آنها به بیمارستان منتقل و یک تن نیز در راه جان باخت».







آزاده کامرانی خواهر محمد کامرانی یکی از کشته‌شدگان کهریزک در گفت و گو با دویچه‌وله می‌گوید مطمئن است که برادرش در کهریزک جان سپرده: « صددرصد. ما شک نداریم. ما خودمان از سلامت کامل محمد اطلاع داشتیم و هر بلایی که سر محمد آمده، همه توی کهریزک بوده. ما که به این مسئله شک نداریم و مطمئناً پزشکی قانونی هم همه را ثابت می‌کند. اصلاً برای ما جای هیچ شکی نیست. برای مردم هم همینطور».







وی در مورد علت مرگ محمد طبق گزارش پزشک قانونی می‌گوید: «گزارش پزشکی قانونی را هنوز به دست خود ما هم نرسانده‌اند. اما تا جایی که وکیل و تا حدودی هم پدرم اطلاع دارد، چه در مورد روح‌الامینی و چه در مورد محمد، پزشکی قانونی خودش عنوان کرده که به خاطر ضرب و شتم و شکنجه‌ای که شده‌اند، (نارسایی کلیه و کبد در اینها ایجاد شده بود».







آزاده کامرانی می‌گوید در گزارش پزشک قانونی هیچ صحبتی از مننژیت یا بیماری قبلی نیست. جهان نیوز هم در گزارش خود نوشته بود که پزشکی قانونی علت مرگ را مننژیت اعلام نکرده است.







بازداشت‌گاه کهریزک در حوزه‌ی دادستان تهران نیست!





ادعای دیگری که مرتضوی در گفت‌وگوی خود با خبرنگار پرچم مطرح کرده این است که اصلا بازداشت‌گاه کهریزک در حوزه‌ی استحفاظی تهران نیست و بنابراین مسئولیت آنجا هم با دادستان تهران یعنی مرتضوی نبوده.







خلیل بهرامیان وکیل و حقوقدان در این مورد می‌گوید: «ایشان دقیقاً در این مصاحبه مطرح می‌کند که خودش به‌عنوان یک مدیر زیر نظر آقای شاهرودی تمام کارهای زندان کهریزک را انجام داده. این فاجعه است! این فاجعه‌ای است که آقای مرتضوی آن را انجام داده، بعد نازشست هم به او داده‌اند و او را معاون دادستان کل کشور کرده‌اند. او در این مصاحبه تمام چیزها را مطرح می‌کند، بعد می‌بیند که کوره خیلی داغ است، می‌گوید در حوزه‌ی من نیست. مرد حسابی! تمام کارها را در تهران تو انجام دادی، چه کسی دستور داده که زندانیان را به کهریزک ببرند؟ مگر اینها در تهران نبودند، چرا آنها را به کهریزک فرستادی؟ حالا می‌خواهد تقصیرها را گردن دادستان کهریزک یا رییس مجتمع قضایی کهریزک بیندازد البته از نظر من او هم مسئول است، اینها همه بایستی تحت پیگرد قرار بگیرند که البته در ایران امکان‌پذیر نیست و این قضیه ‌به نظر من مقوله‌ی جنایت علیه بشریت است و عاملان آن باید به محاکمه کشیده بشوند و تحت پیگرد قرار بگیرند. به نظر من در این جریانات خیلی‌ها باید تحت پیگرد قرار بگیرند، ازجمله آقای مرتضوی به‌عنوان مسئول مستقیم تمام این مسایل باید تحت پیگرد قرار بگیرد».







اما دادستان سابق تهران تنها به گفت و گو بسنده نکرد و در روز سیزدهم مهرماه طی نامه‌ای که سایت تابناک آن را منتشر کرد، مدعی شد که علیرضا زاکانی نماینده‌ی مجلس که ماجرای تلفن دبیر شورای عالی امنیت ملی به مرتضوی را برای رسانه‌ها فاش کرده بود، با وی خصومت شخصی دارد.







مرتضوی یک بار دیگر مطالبی را که در مصاحبه با پرچم گفته بود در نامه‌ی خود تکرار کرده و مدعی شده که تاریخ تلفن دبیر شورای امنیت به وی توسط زاکانی تغییر داده شده. وی همچنین گفته است: «انگیزه مغرضانه آقای زاكانی از این جعل تاریخ و انتساب کذب مسلما فضاسازی كاذب و انتقام‌گیری شخصی است که قبلا در مطبوعات و سایت مورد اشاره در موضوعات دیگر نیز سابقه دارد».







وی همچنین در این نامه تایید می‌کند که بازداشت‌گاه کهریزک زیر نظر دادگستری استان تهران، دادسرا و فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ حدود ۱۰ سال قبل تاسیس شده بود.







نام بردن از نیروی انتظامی تهران در جریان کهریزک تنها از سوی مرتضوی صورت نگرفته. قبل‌تر برخی از سایت‌های خبری از احمدرضا رادان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به عنوان یکی از آمران و حتی عاملان شکنجه‌ی زندانیان در کهریزک نام برده بودند.







Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: احمدرضا رادان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ یکی دیگر از متهامان احتمالی پرونده کهریزک در کنار سعید مرتضویرادان در نشست مطبوعاتی‌اش در پاسخ به این اتهام گفت: «اقدام دومی که در انقلاب‌های رنگین صورت می‌گیرد این است که در صوت موفق نشدن تلاش می‌کنند نیروهای اثرگذار را از صحنه خارج کنند. ضربه‌هایی هم وارد شد که هدف، خارج کردن نیروهاست تا اگر غائله‌ای پیش آمد نتوانند کارآیی لازم را داشته باشند».







اما اینکه چرا مرتضوی اصرار بر این دارد که همه‌چیز در کهریزک عادی بوده، شاید به نوعی خود تاییدکنننده جنایاتی باشد که در این بازداشت‌گاه در فاصله‌ی روزهای ۱۸ تا ۲۳ تیرماه روی داده.







خواهر محمد کامرانی یکی از کسانی که در این فاصله در کهریزک جان باخته می‌گوید: «من فکر می‌کنم این سخنان آقای مرتضوی طبیعی باشد. چون هیچ کسی نمی‌آید مسئولیت این جنایت‌ها را به‌عهده بگیرد. خب طبیعی است که آقای مرتضوی یک جور از خودشان دفاع می‌کنند، نیروی انتظامی هم جور دیگری از خودش دفاع می‌کند. منتها حالا ما منتظریم ببینیم دادگاه چه رأیی می‌دهد و چه کسی را متهم می‌کند. این صحبت‌هایی که آقای مرتضوی گفتند، خب این باعث تأسف است ولی انتظار دیگری نمی‌شود از ایشان داشت. اینها همه عوام‌فریبی است».







آیا مرتضوی محاکمه می‌شود؟





این که دو سایت که هردو وابسته به دولت هستند، سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را به عنوان متهم اصلی پرونده‌ی کهریزک زیر سوال برده‌اند، کمی غیرعادی است. آیا واقعا دستگاه قضایی با حمایت دستگاه اجرایی و البته قوه‌ی قانون‌گذاری قصد محاکمه‌ی دادستان جنجالی تهران را دارد؟







خلیل بهرامیان به این موضوع خوش‌بین نیست: «آقای مرتضوی را به‌عنوان معاون دادستان کل کشور تعیین کرده‌اند. اگر قرار بود ایشان تحت پیگرد قرار بگیرند، قبل از این که به ایشان پستی واگذار می‌شد، باید این کار می‌شد. شرط اول برای تحت پیگرد قرار گفتن یک قاضی، تعلیق قضایی ایشان است. بنابراین به نظر من این فعلاً یک بحث سیاسی و برای سرگرمی است که البته از طرف برخی نمایندگان و خود دستگاه اقتدارگرا ترتیب داده شده است».







ورود حداقل سه نماینده‌ی مجلس، زاکانی، سروری و تجری به این ماجرا نیز نظر بهرامیان را تغییر نمی‌دهد. او می‌گوید خود این نمایندگان نیز در ماجراهای پیش‌آمده پس از انتخابات و در موضوع کهریزک متهم‌اند و باید مورد پرسش قرار بگیرند: «به نظر من خود نمایندگان مجلس هم نمی‌توانند در این قضایا بی‌نظر بوده باشند چرا که این بازداشت‌ها و بگیروببندها بخصوص در تهران نمی‌تواند بدون تأیید و تجویز کمیسیون امنیت اجتماعی صورت بگیرد و این نمایندگان مجلس هم از نظر من اکثریت قریب‌ به اتفاقشان دستشان به این مسایل آلوده است. به نظر من آن چیزی که دارد اتفاق می‌افتد، باج‌گیری وامتیازگیری است. اصولاً سیستم قضایی کشور به نحوی است که توسط افراد کوچک اداره می‌شود و این افراد کوچک نمی‌توانند کار بزرگی مثل اجرای عدالت را انجام بدهند».







محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر کسانی هستند که تا کنون نامشان در فهرست کشته‌شدگان کهریزک برده شده. گفته می‌شود فرد چهارمی نیز یک هفته پس از آزادی از کهریزک فوت شده که اطلاعات دقیقی از وی در دست نیست. یک شخص مطلع که نخواست نامش فاش شود در گفت و گو با دویچه‌وله از «رامین آقازاده» به عنوان این فرد چهارم نام برد.







میترا شجاعی

تحریریه: بهرام محیی


۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه

خانواده دکتر محمد ملکی: نشانه ها حکايت دارد که حال دکتر ملکی در زندان وخيم است


بعد از گذشت ۴۵ روز از بازداشت دکتر محمد ملکی و در حاليکه کماکان وی در سلول انفرادی نگهداری ميشود، اکنون نشانه ها حکايت از آن دارد که حال وی در زندان وخيم است و از اينرو خانواده را در بی‎اطلاعی مطلق گذاشته اند.




در ۱۴ روز گذشته دکتر ملکی هيچ تماسی با منزل نداشته است و امروز، دوشنبه، قرار بود که طبق نامه کتبی قاضی پرونده، خانواده با وی در زندان اوين ملاقات داشته باشد، اما در پی مراجعه خانواده اعلام شد بازجو اجازه ملاقات نميدهد و وی ممنوع الملاقات است. اين درحاليست که وکيل دکتر ملکی اطلاع يافته بود که ظاهرا بازجويی وی پايان يافته است. اين شواهد نشان دهنده اين است که همانطور که خانواده بارها در نامه به مسئولان هشدار داده بود، وضعيت سلامتی محمد ملکی وخيم است و احتمالا اتفاقی برای ايشان رخ داده که مقامات زندان از دادن هر نوع اطلاعی از وضعيت او خودداری ميکنند. دکتر ملکی در تنها ملاقاتی که حدود يکماه پيش در زندان با همسر و وکيلش داشته به شدت از مشکلات بيماری ابراز ناراحتی کرده و خواستار اقدام فوری جهت درمان بوده که عليرغم درخواستهای مکرر خانواده و وکلای وی، هيچ اقدامی توسط مقامات تاکنون صورت نگرفته است.


خانواده دکتر ملکی به شدت نگران وضعيت سلامتی ايشان بوده و بار ديگر هشدار داده و اعلام ميکند که مقامات عالی نظام ظاهرا با شيوه نرم و تدريجی و با علم به بيماريهای تهديدکننده سلامتی محمد ملکی، قصد حذف فيزيکی ايشان را دارند و از اينرو مسئول هرگونه اتفاق ناگواری برای سلامتی وی خواهند بود.



خانواده ملکی - دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸






خاطره دستيار ارشد رييس جمهوري از تجمع مخالفان در نيويورک

دستيار ارشد رييس جمهوري عصر شنبه در گردهمايي بزرگ ستاد هماهنگي حمايت هاي مردمي دکتر احمدي نژاد درکرمان در محل تربيت معلم شهيد رجايي خاطره اي را از ديدار با تعدادي از تجمع کنندگان جريان سبز در مقابل سازمان ملل در نيويورک بيان کرد.




به گزارش ايرنا، سيد "مجتبي ثمره هاشمي" گفت: يکي از توطئه هاي دشمن در زمان حضور رييس جمهوري در مجمع عمومي سازمان ملل در ژنو تجمع تعدادي از ضد انقلاب ها در مقابل سازمان ملل بود.

وي ادامه داد: حداقل 350 هزار خانواده ايراني داريم که در دفتر حفاظت منافع ايران که حدود 5/1 ميليون نفر مي شوند در واشنگتن ثبت شده است.

وي گفت: مخالفان نظام اسلامي قبل از حضور احمدي نژاد در اجلاس نيويورک با تبليغات بسيار و اقداماتي همچون در اختيار گذاشتن اتوبوس مجاني، بليت مجاني و تدارک غذا، ايرانيان مقيم آمريکا را براي حضور در نيويورک و تبليغ عليه احمدي نژاد تشويق مي کردند.

ثمره هاشمي افزود: زماني که ما آنجا رفتيم با همه اين تبليغات فکر نمي کنم بيش از دو هزار نفر آمده بودند و جالب اينکه بعضي از آنها حتي نمي دانستند چي به چيه.

وي ادامه داد: با چند تن از دوستان که پياده از سازمان ملل بر مي گشتيم ، در خيابان به چند نفر از اين تجمع کنندگان رسيديم. يک خانم و سه آقا که يکي از آنها شال رنگ سبز به گردن انداخته بود، گفتيم که تو چکار مي کني گفت که من آمدم تظاهرات کنيم.

ثمره هاشمي اضافه کرد: يکي از دوستان که همراه ما بود و آدم رکي هم هست به اين فرد گفت: يعني تو آقاي احمدي نژاد را ول کردي و به اينها چسبيدي؟

وي گفت: اين فرد با شنيدن اين مطلب جا خورد و گفت: براي اينکه من احمدي نژاد را قبول ندارم چون به وعده هايش عمل نکرده است.

دستيار ارشد رييس جمهوري ادامه داد که ما هم به او گفتيم شما يک رييس جمهور بگو که به اندازه احمدي نژاد به وعده هايش عمل کرده است؟ و او گفت: پس اين داستان شهرداري چي بود!

ثمره هاشمي گفت: بالاخره ما با او صحبت کرديم و آخرش هم عکس يادگاري گرفتيم و بعد وقتي مي خواستيم برويم به ما گفت به آقاي احمدي نژاد سلام ما را برسان.ک/2

7438/2624





انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 713106

نیمی از پرندگان تهران گریختند: آنتن های سرطان زای مخابراتی

سرمایه،حسین صرافی:دکل های BTS نصب شده در شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران سبب ساز بروز مشکلات مختلف در بدن شهروندان از جمله اختلالات خونی و مغزی می شوند.مهندس حسن اصیلیان، معاون محیط زیست انسانی سازمان محیط زیست کشور در گفت وگو با روزنامه «خراسان» هشدار می دهد: «براساس گزارش های به دست آمده و تحقیقات انجام شده، فراوانی امواج الکترومغناطیس که به طور عمده به دنبال نصب دکل های BTS در مناطق مسکونی منتشر می شود، باعث بروز مشکلات خونی و مغزی برای ساکنانی که در میدان مغناطیسی تاثیرگذار این امواج زندگی می کنند، شده است و با توجه به اثرات زیان بار این امواج، لازم است راهکارهای اساسی برای کاهش اثرات این امواج در کشور به کار گرفته شود.» گورانی، کارشناس و مسوول بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت هم با صراحت اعلام می کند: «آنتن های BTS تلفن همراه تشعشعات الکترومغناطیسی از خود ساطع می کنند که قرار گرفتن در معرض این امواج در درازمدت مشکلات مختلفی از جمله سردرد، سرگیجه، مشکلات و تحریکات عصبی و... را برای فرد ایجاد خواهد کرد.»




اما مسوولان وزارت ارتباطات به ویژه مسوولان شرکت ارتباطات سیار هرگونه خطر احتمالی ناشی از نصب و راه اندازی این آنتن ها را مردود اعلام می کنند و معتقدند هنوز عارضه ثابت شده ای در این زمینه وجود ندارد.



کارشناسان با اعلام مهاجرت نیمی از پرندگان تهران به دلیل وجود امواج الکترومغناطیس دکل های BTS، افزایش پدیده جهش زایی ژنتیکی در شهروندان، جانوران و گیاهان شهر تهران را محتمل می دانند.



دکل های BTS؛ سلامت انسان ها از زمانی که برای اولین بار در خیابان های تهران مردم با گوشی های در دست مشغول صحبت با دیگری بودند بیش از 13 سال سپری شده است و در آن زمان به علت قیمت بالا و محدود بودن شبکه، تعداد اندکی از مردم امکان دسترسی به این وسیله ارتباطی را داشتند و در مجموع گفته می شود شبکه تلفن همراه در کشور توسط مخابرات در مردادماه سال 73 با نصب و راه اندازی 24 ایستگاه BTS برای تنها 9 هزار و 200 کاربر تهرانی راه اندازی شد و این در حالی است که این تکنولوژی با تاخیری 10 ساله وارد کشورمان شده بود.



بعد از تهران به دلیل استقبال از این وسیله ارتباطی مسوولان مخابراتی به فکر توسعه آن افتادند و یک سال بعد شهرهای دیگر کشور همچون تبریز، مشهد، اهواز، اصفهان و... نیز زیر پوشش شبکه تلفن سیار قرار گرفتند، اما با این حال همچنان به دلیل قیمت بالای سیم کارت و بازار سیاهی که برای فروش آن از سوی بخش دولتی به طور ناخواسته ایجاد شده بود آنچنان این وسیله ارتباطی بین عموم مردم رواج نیافته بود، اما رفته رفته با ورود اپراتورهای بخش خصوصی به میدان رقابت به نوعی قیمت سیم کارت ها به نحوه چشمگیری شکسته شد و خرید سیم کارت و اتصال به شبکه تلفن همراه به یکباره گسترش پیدا کرد و طبق آخرین آمارها گفته می شود تعداد مشترکان تلفن همراه تنها در بخش اپراتور شرکت ارتباطات سیار به 20 میلیون نفر رسیده است و این در حالی است که چند میلیون نفر کاربر دو اپراتور دیگر را نیز باید به این لیست 20 میلیون نفری اضافه کرد.



به هر حال رشد صعودی مشترکان تلفن همراه و همه گیر شدن این وسیله ارتباطی در اقصی نقاط کشور را باید از نظر پیشرفت کشورمان به نوعی به فال نیک گرفت. مسوولان مخابراتی اعلام می کنند تاکنون بیش از 14 هزار ایستگاه BTS در کشور راه اندازی شده است و به طور متوسط در کشور هر آنتن تلفن همراه می تواند دو هزار مشترک را زیر پوشش قرار دهد و این در حالی است که امروزه واگذاری خطوط تلفن همراه در کشور به دلیل تنوع اپراتورها، قیمت نسبتاً پایین و از همه مهم تر به روز عرضه شدن آن با اقبال بسیار خوبی از سوی مشترکان روبه رو شده است. به طوری که اکثریت به سمت خرید این وسیله ارتباطی به طور چشمگیری جذب شده اند و در مجموع می توان یادآور شد هرچه تعداد مشترکان افزایش پیدا کند به تبع آن، این روند در نصب ایستگاه های BTS نیز تاثیر مستقیمی دارد، همان آنتن هایی که در سطح شهر به رشد خود ادامه می دهند.



اما سوالی که بارها مطرح شده است این است که آیا دکل های BTS پراکنده در سطح شهر خطرناک هستند یا بی خطر. سوالی که تاکنون به طور شفاف و دقیق به آن پاسخ داده نشده است. این در حالی است که براساس گزارش های متعدد علمی، تاثیرات آنتن های BTS بر انسان به خصوص کودکان بسیار خطرناک بوده و عوارضی همچون سرطان را در پی خواهد داشت، ولی مسوولان اظهارنظرهای متفاوتی دارند.



رمضانعلی صادق زاده رئیس کمیسیون مخابرات مجلس به «سرمایه» می گوید: «آنتن های BTS به هیچ وجه ضرر و زیانی برای مردم ندارد چرا که این آنتن ها معمولاً در بالای ساختمان ها و به گونه ای نصب می شود که شدت امواج الکترومغناطیسی ساطع شده از آنها در سطح زمین بسیار پایین تر از حد مجاز است و هیچ گونه خطری برای افراد به وجود نمی آورد.»



اما علی گورانی کارشناس و مسوول بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت در این زمینه به «سرمایه» می گوید: «اکثر آنتن های تلفن همراه BTS که از سوی اپراتورهای تلفن همراه در کشور نصب شده اند، مجوز ایمنی وزارت بهداشت را ندارند.»



او اضافه می کند: «متاسفانه نصب کلیه آنتن های BTS تاکنون بدون اخذ مجوز از وزارت بهداشت انجام شده است حال آنکه وزارت بهداشت این موضوع را بارها به مسوولان امر متذکر شده است.»

حسن اصیلیان معاون محیط زیست انسانی سازمان محیط زیست معتقد است: «منبع انتشار امواج الکترومغناطیس به طور عمده دکل های BTS هستند. بنابراین با توجه به عوارض و تاثیرات سوءخونی و مغزی این امواج مطابق با استانداردهای جهانی این دکل ها باید دور از مناطق مسکونی بنا شود.»



او در ادامه می افزاید: «نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است که این امواج نه تنها روی انسان بلکه روی سایر موجودات نیز تاثیرات سوئی ایجاد می کنند به طوری که برخورد این امواج با انسان و سایر موجودات باعث بروز اختلالات خونی اعم از موتاسیون (جهش های خونی) می شود که در نهایت از عوامل بروز سرطان است.»



معاون محیط زیست انسانی سازمان محیط زیست می افزاید: «طی تحقیقی که در دانشگاه تربیت مدرس انجام دادیم، به دنبال بررسی نتایج تست های خونی افرادی که در نزدیکی این دکل های برق سکونت دارند و در شعاع تاثیرگذار این امواج قرار می گیرند، مشخص شد که در این افراد نوعی جهش های خونی بروز کرده است. ضمن آنکه نتایج بررسی پرسشنامه هایی که در بین افراد ساکن در این مناطق توزیع شده بود نیز نشان داده که این امواج همچنین اثرات سوءعصبی و مغزی به دنبال دارند.»



دکتر محققی رئیس مرکز تحقیقات سرطان نیز در گفت وگو با سایت سلامتیران در مورد مضرات آنتن های تلفن همراه می گوید: «اصولاً آنتن های تلفن همراه و دکل های مخابراتی و نیز تشعشعات ناشی از دکل های برق فشارقوی هریک به نوبه خود اثرگذاری خفیف تا شدیدی روی افراد دارند. به عنوان نمونه در مورد دکل های برق فشارقوی طیف های مختلف امواج الکترومغناطیسی، میدان های مغناطیسی ایجاد می کنند و افرادی که در حوزه این میدان ها قرار می گیرند تحت تاثیر آثار سوء این امواج واقع می شوند. تاثیر این امواج روی کودکان می تواند باعث بروز برخی از انواع سرطان ها شود. در افراد بالغ نیز موضوع در مواردی باعث بروز مخاطرات و بیماری ها در سیستم های عصبی، قلب و عروق و دستگاه گوارش می شود و در مواردی نیز باعث ایجاد سرطان خون در این افراد شده است.»



دکل های BTS؛ کوچ پرندگان خطر انتشار امواج الکترومغناطیس توسط دکل های BTS محدود به شهروندان تهران و شهرهای بزرگ کشور نمی شود. این امواج با تاثیر روی سیستم جهت یابی پرندگان، حیات آنها را در معرض خطر قرار داده و سبب ساز کوچ دسته جمعی آنها می شوند.



حسین دماوندی نژاد سرپرست دفتر طیور و زنبورعسل وزارت جهادکشاورزی در گفت وگو با سایت الف می گوید: «حدود 50 درصد از پرندگان وحشی به شکل بی سابقه تهران را ترک کرده اند که علت این امر گسترش امواج تلفن همراه است.»



دکتر نواییان متخصص محیط زیست و مدیر موزه هفت چنار با اشاره به تاثیر امواج رادیویی در مهاجرت جانوران به «سرمایه» می گوید: «خودکشی و مرگ تعداد زیادی از دلفین ها در سواحل خلیج فارس به دلیل ارسال امواج الکترومغناطیسی و مختلف شدن سیستم جهت یابی آنها بود.»



این متخصص محیط زیست در ادامه می افزاید: «در کشور به دلیل اینکه سیستم های ارتباطی پیشرفته نیست و از آن استفاده صحیح نمی شود، تاثیر مخربی بر محیط زیست می گذارد.»



نواییان معتقد است: «پرندگان تهران با استفاده از امواج ماورای بنفش، مادون قرمز و الکترومغناطیس جهت یابی می کنند اما افزایش بی رویه و وحشتناک امواج الکترومغناطیس سبب ساز مختل شدن سیستم جهت یابی و کوچ آنها شده است.»



دکل های BTS و از بین رفتن منظر شهری چندی است شهرداری تهران به عنوان متولی حفظ زیبایی شهری با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در رابطه با نصب آنتن های BTS تلفن همراه کشمکش هایی پیدا کرده است.



محمدباقر قالیباف شهردار تهران با وجود اینکه تصریح می کند:«این ارگان هیچ مخالفتی با نصب آنتن های BTS تلفن همراه ندارد»، معتقد است: «مخابرات برای نصب این آنتن ها باید ضوابط شهر و شهرسازی را رعایت کند.»



او با بیان اینکه «نصب آنتن یک مساله مهم است»، می افزاید: «شرکت ارتباطات سیار مجاز نیست این آنتن ها را در اماکن مسکونی و شخصی حیاط منازل نصب کند.»



قالیباف اظهار می دارد: «شهرداری هیچ مشکلی برای نصب BTS ندارد و اگر ضعف فنی در این زمینه وجود دارد، نباید شهرداری را در این زمینه مقصر دانست.»



این درحالی است که شرکت ارتباطات سیار دلیل اصلی اختلالات شبکه تلفن همراه را ممانعت شهرداری در نصب آنتن های BTS عنوان کرده و معتقد است شهرداری به دلیل حفظ زیباسازی شهری اجازه نمی دهد اپراتور اول در نقاط فاقد پوشش دهی آنتن نصب کند.بنا بر گفته روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری ارتباطات، 300 نقطه کور در تهران وجود دارد و ظاهراً شهرداری برای نصب BTS مخالفتی نمی کند اما در عمل هیچ اقدامی صورت نمی دهد. البته به نظر می رسد پس از مصوبه جدید هیات دولت مبنی بر بلامانع بودن نصب آنتن های BTS در اماکن دولتی، چالش های اخیر بین شرکت ارتباطات سیار و شهرداری برطرف شود. براساس این مصوبه تمامی وزارتخانه ها، سازمان ها و ارگان های دولتی موظف هستند فضای موردنیاز شرکت ارتباطات سیار برای نصب آنتن های فرستنده و گیرنده رادیویی BTS را در اختیار این شرکت قرار دهند.



در پایان باید گفت تفاوتی بین دو اپراتور و یک پیمانکار وجود ندارد چراکه برای اکثر مشترکان اتفاق افتاده روزهایی به هیچ عنوان نتوانسته اند با تلفن همراه خود صحبت کنند و اگر تماسی نیز برقرار بوده در کمتر از چند ثانیه با اختلال بسیار شدید به طور کامل قطع شده است، در صورتی که همگان می دانند دستگاه های تلفن همراه روشن است. از نظر علمی دلیل به وجود آمدن چنین مشکلاتی بازمی گردد به ضعف شبکه و زیرساخت ها و همان کور بودن نقاط. به عنوان نمونه گفته می شود در حال حاضر بیش از 10 نقطه کور در تهران وجود دارد که با اتصال آنتن های BTS برطرف می شود؛ همان آنتن هایی که مضر بودن آنها به نوعی اثبات شده است. حال انتخاب با مشترکان است؛ یا با آغوش باز بام و زمین های خود را در اختیار اپراتور قرار می دهند تا بلکه با به جان خریدن مضرات این آنتن ها تماسی راحت داشته باشند یا تماسی ناقص را به عوارض جسم و محیط زیست ترجیح می دهند.


پاسخ دکتر محمد تقی کروبی به اتهام رسانه‏های سرکوبگرعلیه شیخ اصلاحات

به دنبال اتهام وارده از سوی رسانه‏های سرکوبگر در خصوص خروج ارز از کشور توسط مهدی کروبی، دکتر محمدتقی کروبی طی بیانیه‏ای پاسخی صریح به شرح ذیل داده است:






آنرا که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است

چند روز پیش خبری در یکی از سایت های حامی جریان سرکوبگر با عنوان انتقال اموال آقای کروبی به خارج از کشور از طریق صرافی ها و نظام بانکی منتشر و بلافاصله مورد استفاده سایت های وابسته به جریان سرکوبگر و سایت رسمی دولت ایرنا قرار گرفت. آز انجا که این روزها روزنامه های زرد و وابسته به حاکمیت دریدگی کرده و هر نوع بی حرمتی و اتهام علیه این یار امام را مجاز می دانستند، و پاسخگوئی به خضعبلات مربوطه که هدف در انحراف افکار عمومی از حوادث اخیر داشته را به مصلحت نمی دانستم. لیکن ارسال فله ای اس ام اس این اتهام و اصرار برخی از همکاران دانشگاهی ام مبنی بر پاسخ به اتهام های مالی (بیماری لاعلاج بخشی از اشخاص در سیستم فعلی) موجب نگارش این متن گردید. اگرچه لازم است که بگویم:

جواب است ای برادر نه جنگ است

کلوخ انداز را پاداش سنگ است

اما اصل اتهام منتشره چنین بود: " بررسی عملکرد مالی ۵ شعبه صرافی مستقر در جزیره کیش نشان داد که مهدی کروبی از ۶ تیر لغایت ۱۸ شهریور ۸۸ طی ۳۸ مرحله، مبلغ ۲۴ میلیون و ۸۲۹ هزار و ۴۸۰ یورو را به خارج از کشور انتقال داده است. با توجه به این حجم بالای نقل و انتقال ارزی، احتمالاً کروبی قصد خروج از ایران را دارد که بر همین اساس لازم است وی در اولین فرصت ممنوع الخروج شود."

برای تنویر افکار عمومی فرصت را غنیمت شمرده و به اطلاع ملت بزرگ و فهیم ایران می رسانم که خبر فوق الذکر کذب محض است و آقای کروبی نه تنها در هیچ کشور خارجی حساب بانکی ندارد بلکه یک یورو و یا یک دلار نیز به خارج از کشور انتقال نداده است. ورود این اتهام مطابق قوانین کشور مستوجب مجازات است، البته اگر مدعی العموم به جز صدور کیفر خواست های سیاسی علیه مظلومان دربند و حصر مخفی یاران نزدیک امام(ره) فرصتی برای رسیدگی به افعال خلاف شرع، قانون و اخلاق این دین فروشان روئین تن داشته باشد.

خوشبختانه این سایت و رسانه های اقماری دولت در انتشار این دروغ بزرگ ادعا کرده است که انتقال این وجوه از طریق صرافی هائی معتبر در کیش صورت گرفته است. این بدین معنا است که اولا بر خلاف آنان که نزدیک به ۱۸ میلیارد دلار با کامیون به ترکیه حمل کردند و ثروت بادآورده ای برای آن کشور به ارمغان آوردند، مجموعه آقای کروبی را مجموعه ای عاقل دانستند که بر فرض انتقال وجوه مالی، این امر را از طریق سیستم بانکی انجام دهند. ثانیا وظیفه مدعی العموم و سایر مراجع ذی صلاح در رسیدگی به این امر را آسان ساخته است.

متاسفانه فرهنگ دروغ و اتهام از سوی کسانیکه که خود آلودگی شدید مالی دارند، حکایت دزدی است که در هنگام فرار بانگ ذرد را بگیر فریاد می زد. مثل حکیمانه ای است که می گوید کافر همه را به کیش خود پندارد . بیاد داریم که در مناظره تاریخی انتخابات دهم، رئیس دولت به دروغ مدعی شد ستاد آقای کروبی به شرکت مخابرات برای ارسال اس ام اس به میزان ۲۰ میلیارد تومان رجوع کرده است. ادعائی که دو روز بعدتوسط شرکت مخابرات وابسته به همین دولت تکذیب شد. این در حالی بود که هزینه ارسال اس ام اس این ستاد تا آن زمان هفت میلیون یکصد پنجاه هزار تومان بود. جای تاسف است که در پرتو این مدیریت، دروغ و اتهام بعنوان بخشی از فرهنگ حاکمیت در آمده است، فرهنگی که کلیت نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفته است. همانطور که شیخ اجل سعدی می فرمایند:

اگر جفت گردد زبان با دروغ

نگیرد ز بخت سپهری فروغ

مردم بزرگ ما بدانند که بر خلاف آنان که دست در اموال بیت المال کردند، به قاچاق نفت و ... مشغول بودند ( البته بخوانید برای امور خیریه)، و یا هنر غیب کردن سیصد میلیارد تومان از دارائی شهرداری تهران ظرف دو سال را داشتند یا اینکه اختلاف حسابی ناقابل قریب ۲۵ میلیارد دلار از پول نفت میان وزرات نفت و بانک مرکزی را در مدت کوتاهی ایجاد کنند، کروبی و فرزندانش زندگی شفاف و روشن داشته و دارند. مطمئن باشید که اگر چنین نبودکروبی و یارانش اینگونه به حمایت از حقوق مردم مظلوم نمی پرداختند. آقای کروبی غیر از سه دانگ از منزل مسکونی اش که در حال حاضر در حال ساخت است، مال غیر منقول شخصی دیگری نداشته و ندارند. او نه ویلا دارد نه کارخانه ونه در صادرات قیر فعال است و نه دستی بر واردات شکر ومرکبات دارد.

بر خلاف بسیاری از این دوستان که به برکت انقلاب از شهرستان به تهران آمدند و سپس شمیران نشین شدند، کروبی از سال ۱۳۴۹ در شمیران بوده و بعنوان یک فرهنگی هنگامیکه در زندان نبودند در دبیرستان های معروف تهران و شمیران تدریس می کردند. ساختمان دفتر ایشان، حزب اعتماد ملی و روزنامه اعتماد ملی که در حال حاضر پلمپ شده، همگی استیجاری است. از ۱۳۵۴ که به همراه عده ای خیر، صندوق قرض الحسنه بعثت در تجریش را افتتاح کردند، حساب جاری و قرض الحسنه ایشان در این موسسه و موسسات مالی مشابه کاملا شفاف بوده است.

ایشان بنابر سنت دیرینه روحانیت و با اذن مراجع بزرگ شیعه از دیر باز وجوه مالی اعم از وجوهات شرعی و یا وجوهی که برای انجام امور خیریه توسط اشخاص حقیقی که انتظار و توقعی در قبال آن نداشتند از یک دست دریافت و از دست دیگر به صاحبان واقعی بدون گزینش مذهبی، سیاسی و قومی پرداخت می کردند. کما اینکه این روزها عده ای از خیرین و مومنین جهت کمک به قربانیان جنایات اخیر، کروبی این امین مالی امام راهمراهی کرده تا بتواند در این شرائط سخت، باری ولو ناچیز از خانواده های دردمند بردارد. بزودی جزئیات بیشتری از زندگی ایشان خودم و برادرانم در اختیار افکار عمومی قرار خواهم داد تا سیه روز شود آنکه در او غش باشد.

ضرب المثلی است که می گوید آنرا که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است. لذا از وزرات اطلاعات، نهادهای موازی فعال و رسانه میلی (همان ملی سابق) به جد می خواهم تا با بهره گیری از تمام توان و امکانات پیدا و پنهان خود به اتهام وارده رسیدگی کنند و اگر یکصدم آن نیز واقعیت داشت، مراتب را از طریق برنامه های متعدد سیما به اطلاع عموم برسانند. در عین حال پیشنهاد آقای کروبی در مناظره ها ی انتخاباتی را مبنی بر تشکیل یک کمیته مستقل حقیقت یاب مورد اعتماد ملت جهت رسیدگی به اموال مسئولین خاصه مدیران اجرائی پس از انقلاب و اعلان نتایج بررسی و تحقیق به مردم که به تعبیر امام ولی نعمت ما هستند را تکرار می کنم.

در این شرائط تیره و تار و بعنوان یک معلم حقوق امیدی به رسیدگی قضائی به حریم این روئین تنان را ندارم ، اگرچه مطمئنم عقلای قوم بدرستی می دانند بدنام کردن امین امام بیش از آنکه به او آسیبی برساند ماهیت جمهوری اسلامی را لکه دار می کند، زیرا بخت از اینان برگشته و مردم دیگر به آنان اعتماد ندارند. و لا تلبسو الحق بالباطل و تکتمو الحق و انتم تعلمون؛ حق را به باطل نپوشانید تا حقیقت را پنهان سازید، حال آنکه به حقانیت آن واقفید.

بدخواه کسان هیچ به مقصد نرسد

یک نکند تا بخودش صد نرسد

من نیک تو خواهم و تو خواهی بد من

تونیک نبینی و بمن بد نرسد

و اما در ارتباط با اهداف این اتهام آنهم از سوی کسانی که مدعی انقلاب امام و دین و دینداری هستند. این رفتار مذبوحانه که عموما با ارتزاق از اموال بیت المال صورت می پذیرد، انسان را به یاد این آیه قران کریم می اندازد:

اولئک الذین اشترو الحیواه الدنیا بالاخره فلا یخفف عنهم الغذاب ولا هم ینصرون؛ کسانیکه متاع دو روز دنیا را خریدند و ملک ابدی را فروختندو پس در آخرت در عذاب اند و تخفیفی نیابند و کسی آنان را یاری نکند. آیا براستی اینان فکر می کنند حریم اهریمنی آنان ابدی است و یا آنکه به مانند این دنیا در محکمه الهی نیز روئین تن هستند. واتقو ا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا ولا یقبل منها شفاعه و لا یوخذ منها عدل و لا هم ینصرون؛ حذر کنید از روزی که در آن روز کسی به جای کسی دیگر مجازات نشود و شفاعت از کسی پذیرفته نگردد.

آیا براستی گناه ناکرده کروبی غیر از پیگیری حوادث و جنایات سه ماهه گذشته از سوی متجاوزان به حریم حقوق ملت بوده است؟ آیا تلاش در جهت احقاق حق مظلومان در این نظام آنهم از سوی کسی که ۵ دهه سابقه مبارزاتی دارد و امام او را مجاهد صف اول اسلام نامید باید با چنین واکنش های ابلهانه ای مواجه شود؟ با تاسی از مولایم امام حسین (ع) به این قبیله دنیا پرست توصیه می کنم که اگر دین ندارید و به آخرت اعتقاد ندارید لاقل آزاد مرد باشید.

اینقدر مرد باشید که با صراحت بار جنایت های اخیر و افعال شنیع متجاوزان علیه هموطنان خودتان را بر عهده بگیرد و کروبی را بخاطر مواضع اش در قبال حوادث اخیر مورد تهاجم قرار دهید. آزموده را آزمودن خطاست. بدنبال هتاکی های شعبان بی مخ های مسلح در نماز جمعه تهران به ایشان در مقاله ای نوشتم کروبی بیدی نیست که با این باد ها بلرزد. ضرب المثلی در فرهنگ انگلیسی است که میتواند شعبان های موجود در روزنامه های زرد و حکومتی و سایت های زنجیره ای کمک کند. این ضرب المثل می گوید:

Even an ass will not fall twice in the same quick sand

حتی یک الاغ هم دوبار در یک چاله نمی افتد

پس بدانید کروبی بر اساس وظیفه شرعی و ملی خود در قبال متخلفان و متجاوزان به حریم ملت ایستاده و خواهد ایستاد و دراین راه از پرداخت هر هزینه ای استقبال می کند و به کوری چشم دشمنان اش، این فرزند غیرتمند زاگرس، همچون زاگرس در این راه استوار خواهد ایستاد وتا پایان عمر و در جهت خدمت به این مردم مظلوم در این دیار باقی خواهد ماند. مروری کوتاه بر حوادث چند دهه گذشته گواه این واقعیت است که فرار از خشم ملت ها عاقبت ظالمان بوده است نه آنان که تنها رضایت باری تعالی و خادم بودن ملت را افتخار خود می دانند.

محمد تقی کروبی

۱۰ مهر ۱۳۸۸

۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

اعتراض دانشجويان صنعتی شريف به سخنرانی جواد لاريجانی با شعار دولت کودتا استعفا، استعفا، جرس


شبکه جنبش راه سبز(جرس): محمد جواد لاريجانی معاون قوه قضائيه که دو برادر او رياست دو قوه از سه قوه کشور را بر عهده دارند و در روزهای اخير به کرات با حمايت از احمدی نژاد به مير حسين موسوی حمله کرده، روز يک شنبه هنگام سخنرانی در دانشگاه صنعتی شريف مورد اعتراض شديد دانشجويان قرار گرفت.




دانشجويان دانشگاه صنعتی شريف با شعار"ياحسين،ميرحسين" و "مرگ بر ديکتاتور"،"دولت کودتا،استعفا،استعفا"از جواد لاريجانی استقبال کرده و با آغاز سخنرانی وی سالن جابر بن حيان اين دانشگاه را ترک کردند.



محمد جواد لاريجانی که چندی پيش حمله تندی عليه ميرحسين موسوی داشته،پس از غلامعلی حداد عادی پدر عروس آيت الله خامنه ای،و کارمان دانشجو وزير علوم دولت بر آمده از کودتا سومين هوادار حامی احمدی نژاد است که در يک هفته اخير در دانشگاه ها با اعتراض دانشجويان مواجه شده است.




در همين حال خبرگزاری ايلنا گزارش داد که جوادلاريجانی در قبال شعار مرگ بر ديکتاتور و شعار دولت کودتا،استعفا،استعفای دانشجويان ادعا کرد که"دولت کودتا دولت موسوی بود که شکست خورد."وی علت چنين ادعايی را ايستادن موسوی در مقابل آيت الله خاامنه ای در ساعت ۱۱ شب انتخابات عنوان کرد و گفت"امروز شاهد درجات مختلفی از ايستادن در برابر ولی‌امر هستيم. کسانی بودند که در ساعت ۱۱ شب، ۲۲ خرداد ماه خود را يک‌طرفه رئيس‌جمهور اعلام کرده و در برابر ولی‌امر ايستادند و کسان ديگری نيز با سکوت خود در درجه ديگری از انحراف بودند که مقام معظم رهبری نيز به آن اشاره کردند، چرا که کسی که اشتباه را تشخيص می‌دهد بايد اعلام موضع کند."



وی همچنين با بيان اين‌که افرادی که در انتخابات شرکت کردند در داخل نظام بوده‌اند،ادعا کرد که"اما ساعت ۱۱ شب ۲۲ خرداد از نظام روی گردان شده و اين اقدام کودتا بود."



جواد لاريجانی با اهانت مجدد به مير حسين موسوی و ساير رهبران جنبش سبز گفت"آنها در ادبيات خود حرف‌های تند زدند و به دولت تهمت‌های خيانت، آدم‌کشی، دزدی و دروغ نسبت دادند و ادبيات لمپن به‌کار بردند."



وی در عين حال نگرانی خود از فراگير شدن جنبش سبز را پنهان نکرد و با اشاره به بيانيه ميرحسين موسوی درباره جنبش راه سبز اميد، گفت"«هر کسی ستاد خود باشد و يا جنبش سبز» نوعی نماد است.تشکل بايد در چارچوب قانون باشد ما از آقای موسوی اين خواهش را داريم که اگر قصد تشکيل جنبشی را دارد بايد در چارچوب قانون باشد و يک حزب سياسی را در چارچوب‌ها ثبت کند."



جواد لاريجانی در مجلس پنجم رياست مرکز پژوهش های مجلس را بر عهده داشت و در جناح بندی سياسی آن زمان از متحدان ناطق نوری بود اما آستانه انتخابات دوم خرداد طی سفری به انگليس درملاقاتی محرمانه با نيک براون يکی از مديران کل وقت وزارت خارجه انگليس به وی گفته بود که پيروزی جناح راست در انتخابات می تواند منافع انگليس و غرب را تامين کند.وی در آن ديدار تلاش کرده بود با ارائه تصويری راديکال از جناح چپ و به ويژه محمد خاتمی انگليس را به حمايت از جناح راست برای پيروزی در انتخابات رياست جمهوری سال ۷۶ تشويق کند.



انتشار بخش هايی از مذاکرات محرمانه محمد جواد لاريجانی با نيک براون در ايران از سوی روزنامه سلام به فضاحت و آبروريزی بزرگی برای جناح راست و شخص محمد جواد لاريجانی منجر شد تا جايی که وی از آن پس به چهره ای سوخته در ميان محافظه کاران بدل شد.




نادران: هیچ سندی دال بر «دکتر» بودن رحیمی وجود ندارد


پارلمان‌نیوز: الیاس نادران باردیگر تاب بی‌توجهی‌ها به مدارک ارائه شده از سوی او علیه محمدرضا رحیمی، معاون اول تازه تکیه زده بر جایگاه چند روزه مشایی را نیاورد و این‌بار در نطق میان دستور خود، اصالت مدرک دکترای رحیمی را مورد توجه قرار داد و خواستار تشکیل هیات صالحه‌ای از سوی احمدی‌نژاد برای رسیدگی به این موضوع شد.




به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، این نماینده اصولگرا در ابتدای نطق میان دستور خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اصل 131 قانون اساسی، گفت:«‌دراین اصل از قانون اساسی آمده است در صورت فوت،‌عزل، استعفا، غیبت یا بیماری بیش از دو ماه رییس‌جمهور یا در موردی كه مدت ریاست جمهوری پایان یافته و رییس جمهور جدید بر اثر موانعی هنوز انتخاب نشده و امور دیگری از این قبیل، معاون اول رییس جمهور با موافقت رهبری،‌اختیارات و مسئولیت‌های وی را برعهده می‌گیرد.»



نماینده تهران ادامه داد:«شاید یكی از دلایل حساسیت‌های اجتماعی نسبت به انتصاب آقای مشایی این جایگاه حساس معاون اولی بوده است. آیا انتظار زیادی است در جایی كه معاون اول به ضرورت با موافقت رهبری، مسئولیت‌های رییس جمهور را بر عهده می‌گیرد،‌ قبل از انتصاب نظر معظم له اخذ شود؟ آیا از قانون اساسی بر نمی‌آید كه معاون اول رییس جمهور علاوه بر صلاحیت‌های عمومی كه باید وزرا و معاونان رییس‌جمهور و سایر مسئولان اجرایی داشته باشند، از صلاحیت‌های اخلاقی و رفتاری ویژه‌ای برخوردار باشد؟»



وی که این سخنانش با «احسنت» گفتن‌های برخی نمایندگان همراه شده بود، تصریح کرد:« به راستی اگر نهادهای نظارتی و قضایی كشور به وظیفه خود عمل می‌كردند كار به اینجا می‌كشید؟ بیش از یك سال پیش نسبت به اصالت مدرك دكترای ادعایی آقای رحیمی،‌به رییس مجلس تذكر دادم ،‌جدی نگرفتند. بیش از یك ماه پیش تذكر شفاهی دادم و نامه نوشتم، باز هم پیگیری نكردند و امروز هیات رییسه مجلس در این سیئه شریك‌اند و باید به افكارعمومی پاسخگو باشند. قول داده‌ام مساله را از طریق مراجع قانونی پیگیری كنم و بر این عهد خود پایبندم، اما در این روزها اتفاقاتی می افتد كه ضرورت این هشدار علنی را مضاعف می‌كند.»



نادران افزود:«آقای رییس جمهور در موقع بررسی صلاحیت وزرا گفتند شما صلاحیت‌های عمومی را بررسی كنید و كارآمدی را به من واگذارید. آیا اجازه داریم راجع به صلاحیت عمومی معاونین ایشان اظهارنظر كنیم؟ آیا اتهامی كه صلاحیت استخدامی یك كارمند را مخدوش می‌كند و مجازات‌هایی مثل زندان در پی دارد قابل رسیدگی نیست؟ قبلا ایشان مدعی بود كه مثل آقای كردان دكترای افتخاری دارد، اما بعدها پا را از این فراتر گذاشته و مدعی شده است كه مدرك تحصیلی دكترا دارد.»



وی سپس با اشاره به سندی که مربوط به بیستم خرداد ماه سال گذشته بود، اظهار داشت:« من بعد از این سند به رییس مجلس تذكر دادم. علی‌رغم پیگیری هایی كه انجام دادم ،‌ایشان با وجود چنین ادعاهایی نه به دانشگاه آزاد، نه به دیوان محاسبات و نه به نهاد ریاست جمهوری یك سند مبنی بر داشتن مدرك دكترا ارائه نكرده است. آیا این از حقوق ملت،‌ نظام و نهادهای نظارتی و قضایی نیست كه به این استفاده معنوی از عنوان مدرك تحصیلی دكتری رسیدگی كنند؟»



نادران تاکید کرد:«تذكر دیگری كه در این رابطه داده بودم،‌صحبت‌های ایشان در مركز یكی از استان‌های كشور بود مبنی بر این‌كه چون به آقای احمدی‌نژاد رای بالایی داده‌اید، اعتبارات عمرانی شما را زیاد كردیم. امروز در همان شهرستان ،‌بنرهای بزرگ و البته بدو امضا نصب می‌شود و انتصاب ایشان را تبریك می‌گوید. امری كه درهیچ دوره‌ای سابقه نداشته است.»



عضو كمیسیون اقتصادی مجلس اضافه كرد:«علیرغم تلاش‌های ایشان(رحیمی) و مقامات عالی كشور و برخلاف سنت گذشته كه به رییس دیوان ملاقات‌های سالیانه می‌دادند، در طول چهار سال ریاست ایشان به دیوان محاسبات ،‌حتی اجازه یك ملاقات با رهبری پیدا نكردند. آیا این برای آقای رییس جمهور جای تامل باقی نمی‌گذاشت؟»



وی سپس گفت:«آقای رییس جمهور در موقع رای اعتماد به آقای كردان در جلسه‌ای با نمایندگان فرمودند مخالفت انجام شده نسبت به فرد دیگری غیر از آقای كردان بوده است، آیا جا نداشت امروز نظر معظم له را به ویژه در مورد این انتصاب جویا می‌شدند؟»



نادران خاطر نشان کرد:«از آقای رییس جمهور انتظار دارم فورا هیات صالحه‌ای را برای رسیدگی به اتهامات ایشان كه خیلی فراتر از آن چیزی است كه بیان شد و اسناد آن آماده تقدیم است. تشكیل و تصمیم مقتضی اتخاذ كنند. از هیات رییسه مجلس،‌كمیسیون‌های آموزش،‌برنامه وبودجه و اصل 90 می‌خواهم به استناد تبصره 6 ماده 33 آیین نامه داخلی مجلس گزارش خود را تقدیم صحن علنی مجلس كنند. از قوه قضاییه و مجتمع رسیدگی به تخلفات كاركنان دولت هم می‌خواهم در مورد صلاحیت عمومی ایشان و اتهامات انتصابی رسیدگی و افكار عمومی را در جریان امر قرار دهند. بدیهی است اگر این تلاش‌ها به نتیجه نرسد، به فضل‌الهی به وظیفه نمایندگی خود در مجلس عمل خواهم كرد.»




اخبار دانشگاه‏ها - در اعتراض به اخراج اساتید، اعلامیه‏ای اعتراضی در دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شد

این بیانیه توسط دانشجویان حقوق دانشگاه علامه طباطبایی در میان اساتید این دانشکده پخش شده است.








به گزارش موج سبز آزادی متن این بیانیه به این شرح است:



به گناه تفکر . . . ؟



استاد عزیزم که این نامه را اکنون میخوانی... این نوشته ها از بطن جامعه ی خفقان زده و پراختناقیست که من و شما و هزاران دردآشنای دیگرکه در آن به امید روزنه ای برای هوای تازه است برمی آید. از طرف دوملیون دانشجوی علوم انسانیست و البته بیشتر که اکنون به زعم صنم های جاندار حاکم باید همراه با دروسشان نابود شوند اما ما فریاد می زنیم :فکر را نمی توان دربند کرد...



جوانانی که کودتایی خونین را درپوست و گوشت خود چشیدند و شهیدانی هم چون کیانوش آسا و ده ها تن دیگر برای آزادی ایران تقدیم این آب و خاک نمودند و حال که با چهرگان غم آلود و برآشفته ازخفقان و تجاوز و کشتار به این مکان مقدس می آیند شاید مرهمی باشد بر دل های خونین ما...



اما گویی زخم ها را پایانی نیست بعد از اخراج ناجوان مردانه و بی شرمانه دکتر مهریار داشاب به جرم بی جرمی، اکنون نوبت پیش کسوتان و نامداران حقوق ایران رسیده. چه کسی باور می کرد دکتر آزمایش، دکتر ضیایی بیگدلی و دکتر شریفی طراز کوهی به صرف تفکر و تعقل پوینده خویش قربانی این گرداب سیاه شوند. گویی بازنشستگی اجباری(=اخراج) دکتر محمد محمدی گیلانی مقدمه ی این حرکات ضد علمی زنجیره ای بود.



اکنون نوبت شماست. شما و وجدان شما.شما وقلب میلیون ها ایرانی آزدای خواه.آیا از وضع موجود راضی هستید که سکوت کرده اید؟!چه شده که اخراج ها و استعفای ناشی از اعتراض قلب شما را به درد نیاورده است ؟آیا اخراج و طرد یک متفکر کشتن وی نیست؟ انزوای یک دانشمند انحطاط بشر نیست؟ آیا شریعت مقدس تفکر را موجب طرد و اخراج می داند؟عقل و وجدان و انصاف و دیگر مفاهیم پاک بشری چطور؟ استاد ارجمندم اینها خبر از چه می دهد؟سکوتمان فریاد بی صداست اما ندایمان را سر دهیم.



در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند ز دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند


هو کردن لاریجانی


هران دانشگاه شريف : ساعت 14:00 لاريجاني وارد سالن دانشگاه شريف شد دانشجويان شروع به هو كردن وي كردند , دانشجويان شعار دادند دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد و بعد همه دانشجويان سالن را ترك كردند . دربيرون محوطه دانشجويان غيور درحال شعاردادن هستند .آنها يك صدا فرياد ميزنند :


مرگ بر ديكتاتور

دولت كودتا استعفا استعفا

لازم به ذكر است كه تعداد بسيجي ها درداخل سالن 50 نفر بود .تعداد دانشجويان كه دربيرون محوطه در حال شعار دادن هستند در حال افزايش است

اعتراض شدید دانشجویان دانشگاه شریف به حضور جواد لاریجانی در دانشگاه

امروز یکشنبه مورخ 12/7/88 سالن اجتماعات دانشگاه شریف با شعارهای مرگ بر دیکتاتور دانشجویان بدلیل حضور جواد لاریجانی به تشنج کشیده شد. این در حالی است که بسیج با حمل پوسترهای خامنه ای در اقدامی خشونت آمیز به دانشجویان یورش برده و اعتراض دانشجویان به خارج از سالن دانشگاه کشیده شده است.

گلایه روح الامینی از احمدی نژاد

پدر محسن روح الامینی ، مقتول حوادث پس از انتخابات در زندان ، از احمدی نژاد به خاطر " تاخیر و عقب ماندگی در تحلیل حوادث و رخدادها و باند بازی های سیاسی و جناحی " از محمود احمدی نژاد گلایه کرده است.




مطلب تابناک را در این مورد در زیر بخوانید:



عصر جهارشنبه 7/7/88 به دفتر دکتر روح الامینی در دانشگاه رفته بودم تا پس از مدتها دیداری تازه کنم. چند دقیقه نگذشته بود که همسر ایشان پس از جلسه در دانشگاه به طور تصادفی وارد شد و شروع به صحبت کردن کردیم. روحیه ایشان مثال زدنی و مانند همیشه بسیار خوب و امیدوار بود.



ساعت حدود چهار ونیم بود که شخصی از دفتر دکتر احمدی نژاد به تلفن همراه دکتر زنگ زد دکتر هم تلفن را گذاشت روی بلندگو تا همسرشان نیز بشنود. من هم میهمان ناخوانده این تلفن شده بودم.



به دکتر روح الامینی گفت برای فردا صبح وقتی تنظیم شده تا همراه با خانواده با آقای رییس جمهور دیداری داشته باشید. فردا صبح.



روح الامینی نیز پاسخ داد ما درخواست وقت نکرده بودیم. آن شخص که گویا روح الامینی او را می شناخت تاکید کرد که بالاخره وقت تنظیم شده تا در دفتر رییس جمهور با ایشان دیداری داشته باشید. همسر دکتر مجددا یادآور شد که فردا پنج شنبه است و طبق قرار همیشگی باید بر مزار محسن برویم دکتر هم همین پاسخ را داد و در ادامه گفت: تشکرکنید و سلام برسانید.



وی با یادآوری جلسات و رفت آمدهایشان با دکتر احمدی نژاد در سال 58 ادامه داد: چرا اکنون بعد از گذشت 2 ماه و يك هفته. ما که توقعی نداشته و نداریم. بزرگان؛ علما؛ و مسولان و دانشگاهیان هم لطف داشته اند که تاکنون به هر نحوی تسلیت گفته اند.



بعد از تلفن، از جلسات سال 58 سوال کردم، گفت: آن سال جلسات ابتدایی دفتر تحکیم وحدت را داشتیم که من با موتور هوندا 125 می رفتم و دکتر احمدی نژاد هم با موتور وسپا از دانشگاه علم و صنعت حضور می یافت.



آقای احمدی نژاد آیا کمی دیر نشده است؟



درست یک ماه پیش آقای دکتر روح امینی در حضور مقام معظم رهبری سخنانی داشت که مورد تاکید و تایید ایشان هم قرار گرفت. در این مدت نه تنها رهبر فرزانه انقلاب که همان روزهای ابتدایی پیام تسلیت و دستور رسیدگی و برخورد دادند که بسیاری خارج از جناح و دسته بندی به ایشان به هر صورت تسلیت گفتند.



یادم می آید اولین پیام تسلیت روز پنج شنبه یکم مرداد ماه در روزنامه جام جم توسط آقای ضرغامی چاپ شد. شما چرا امروز بعد از گذشت سه ماه؟ مگر رهبر انقلاب دستور نداده و مسولان را رهنمون نشدند که با مردم و بین آنها باشید با آنها همدردی و هم فکری کنید؟ فکر نمی کنید دچار کمی تاخیر تحلیلی، زمانی و جغرافیایی شده اید؟



متاسفانه امروزه می توان به یقین گفت که بسیاری از مسولان و حتی خواص و نخبگان جامعه دچار عقب ماندگی و این تاخیر شده اند که رهبری انقلاب از آن به خلا بصیرت یاد کردند. امروز تا دیر نشده این تاخیرها و عقب ماندگی ها باید علاج شود.



شاید آسیبی که جامعه و نیز آسیب دیدگان حوادث اخیر که مقام معظم رهبری فرمودند به آنها رسیدگی کنید، با عذرخواهی و کناره گیری برخی مسولان تا حدودی التیام یابد اما فردا دیگر خیلی دیر است. به نظر می رسد مقصران اصلی جنایات بعد از انتخابات چه آنان که فضای آرام جامعه را با اغتشاش و آشوب طلبی به هم ریختند و چه آنان که با سوء مدیریت جنایاتی را مرتکب شدند، نباید منتظر برخورد قضایی باشند و تا دیر نشده باید از سمت خود کناره گیری و یا کنار گذاشته شوند تا نظام بیش از پیش آسیب نبیند.



تاخیر و عقب ماندگی در تحلیل حوادث و رخدادها خارج از فضای سیاسی و جناحی و باند بازی مصیبتی است که امروز نخبگان و به خصوص بسیاری از مسولان را به خود گرفتار کرده است.



دکتر روح الامینی پیش از اینکه زنگ تلفنش به صدا درآید می گفت چند تن از خواهران دانشکده که اتفاقا دانشجوی ایشان هم هستند چند ساعت پیش از ابتدای بازگشایی دانشگاه ها در دفترشان بوده و به دسته گلی که برای گفتن تسلیت آورده بودند، اشاره می کرد.



دکتر هم کمی درباره این جلسه و اینکه با دانشجویان در خصوص فرمایشات رهبر انقلاب و ماجراهای کهریزک و محسن و نیز تحلیل وقایع اخیر به بحث نشسته اند، گفت.



آیا این روزها که برخی می گویند ای کاش مرده بودیم و این روزها را ندیده بودیم زمان آن نرسیده تا خیلی از برداشت ها، تحلیل ها و سوء برداشت ها را تغییر داده و به سمت صمیمیت پیش برویم؟



این روزها به مناسبت هفته دفاع مقدس از آن ایام یاد می شود و صفای آن روزها مرور می شود، اما دریغ و درد که امروز با وجود قرار داشتن در بحران فقط از آن یاد می شود درحالی که کفایت نمی کند و بیش از هر زمانی به رفتارها، منش ها و روش های آن ایام نیاز داریم و جامعه بس تشنه آن خود ندیدن ها و انقلاب و نظام و راه خمینی کبیر را دیدن ها است.